
&nbs
p;
Thursday, October 26, 2006
#63758C
شب در سراپرده آسمان
سحرگاه آمدنت کجاست؟
Wednesday, July 12, 2006
#63758C
تو زیبا نبودی
تو سایه بودی ، تو ابر بودی ، همان شکل پیچ در پیچ بی قاعده بودی
تو زیبا نبودی
تو بر کجای شب آویخته بودی که خفاش ها بالهایشان را در چشمان تو می گشودند
Wednesday, June 21, 2006
#63758C

Friday, June 16, 2006
#63758C

در روزگارتاریک
دستان احتیاج تصویر مرگ را رنگ میزنند ...
در روزگار سخت
چشمان احتیاج بی مردمک به سوی زمین خیره می شوند...
در روزگار تاریک
با خنده های تلخ راهی به سوی شادی باز نمی شود ...
در روزگار سخت
آغوش گریه ها بر بو سه ای( حتی سرد) باز نمی شود...
چشمان من به سوی زمین است...
تصویر مرگ را نقش می زنم ...
خشکیده اشکی بر گونه ام ...
سیلی ی لبخندی بر صورتم...
روزگار سختیست...
روزگار سختیست...
.
.
.
Tuesday, June 13, 2006
#63758C

floating through the universe
I'm afraid that I'm doomed to float
-forever in this loneliness-
by somekind of curse
Suddenly stars begin to shine
and make that I see more clearly
I overcome my fear for the unknown
and follow their path
to my destiny
Although the fog sometimes blur my way
and still cover me over with doubts
I'm convinced
that I'll reach the sun
-one day-
#63758C
خاك مي خورد
دستي به روي دست
اينجا دقيقه هاي معجزه هميشه ساكتند
گل در ميان لبانت
فرياد را به گوش من آهسته جيغ كن
آهسته
85/2/21
جهاد دانشگاهي مشهد
Monday, June 12, 2006
#63758C

هزاران بود،هزاران نبود
مردی بود که زنی را دوست داشت
هزاران بود،هزاران نبود
زنی بود که مردی را دوست داشت
هزاران بود،هزاران نبود
زنی بود و مردی
که دوست نداشتند مرد و زنی که آنها را دوست داشتند
یکی بود،یکی نبود
شاید فقط یک بار
زن و مردی که یکدیگر را دوست داشتند.
"برای احسانی"
تولدت مبارک عزیزِ
Sunday, June 11, 2006
#63758C

Monday, March 13, 2006
#63758C
"لولیتا"
منم لولیتای تو
کوچکترین معشوقه ی شهوت
سکوت تند حضورت به بازوان لختم می خورد
می گریزم در بی خیالی صدا
جایی که نفست را شلاق می زنند
به انگشتانم می خندم
بر سینه ی لخت برف
دستهایمان برای همیشه یخ می زنند
در مومیایی برف
...تنها آنجاست که دیگر نمی لرزم
زمان توی دلم تاب می خورد
آب در چشمم می لرزد
صدای قژقژ تخت
می شکند
می شکند
می شکند
قلب ماهی چشمم
دوباره می دوم در بغض خشک گلویت
و به اشکهای تازه وارد می رسم
این آسمان تازه باریده است
دیشب می شود-
دیروز می شود-
چه کسی این چرخ دستی را وارونه می چرخاند...؟
Sunday, March 12, 2006
#63758C
"بهار بی جامه"
باز آستین می کشم
پس
باز دست می کشم
پیش
جامه های بهار را
با رخت کهنه زمستان
وصله نمی توان کرد
بهار بی آستین
دست بر سینه
... پای در گِل
... تا بر آستینش شکوفه ای گلدوزی کنم
Saturday, March 11, 2006
#63758C
سنگ بر پشت زمین
سکوت بر لب آب
آسمان بر پشت درخت
با چشمان خیس کاغذی بر مرگ می نویسم
آتش را در جامه دان خاک بر هم می زنیم
در گورهای کوچک مورچگان
فصل شکوفه های تازه ی خورشید است
فصل شکوفه های تازه ی خورشید است
در دست هر درخت لاشه ی سیبی است
و لاشخوران مدام دهان زمین را بو می کشند
شاید که گوشه ای
از زن باکره ای می دزدند
شاید که گوشه ای
.قبری دریده شده باشد
این آسمان سرما زده
همخوابه ای می خواهد
در بستری میان روز و شب
...آسمان دیگری پیدا باید کرد
اگر نوازش دست دیگری می بود
.شاید که هرگزدست های کبود مرا قطع نمی کردند
شتاب کنید
دارد که آسمان کبود می شود
دارد که دیر می شود
این درد کشتنی است تا ریشه می دود
باید که آسمان را از ریشه بر کنیم
یا آسمان دیگری را همخوابه اش کنیم
... این درد کشتنی است
...باید شتاب کرد
Wednesday, March 08, 2006
#63758C

Tuesday, August 09, 2005
#63758C

Saturday, July 30, 2005
#63758C

#63758C

#63758C

Tuesday, July 19, 2005
#63758C

_عشق در پنجره نیست ،ا
همه تاریک است ،ا
مرگ در تاریکی است .ا
مردگانیم همه تشنه عشق
غرق در تاریکی
تاریکی
تاریکی.ا
نصرت رحمانی
Sunday, July 17, 2005
#63758C

Tuesday, July 12, 2005
#63758C

Saturday, July 09, 2005
#63758C
